مرتضى مطهرى

881

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

بپذيرند . ] اصلًا امكان اينكه كسى در آن قطب باشد و اين دعوت را بپذيرد نيست ، چون وقتى كه وجدان انسان صد درصد ساختهء موقعيت طبقاتىاش هست امكان ندارد كه انسان در آن قطب باشد و منطق اين قطب را بپذيرد . بنابراين مخاطبهاى قرآن قهراً بايد منحصر به طبقهء مستضعف باشد . طبقهء غيرمستضعف و قطب ديگر را قرآن فقط از اين جهت طرح مىكند كه اين قطب بايد با آن قطب مبارزه كند . دعوتش منحصر به اينهاست ، آنها را [ ذكر مىكند ] براى اينكه با آنها بايد مبارزه كرد و جنگيد . ثانياً در دعوت خودش كه مردم را دعوت مىكند تكيه‌اش قهراً بايد روى مسائل مادى باشد ، چرا ؟ چون بنا بر ماديت تاريخ ، امور معنوى نيرو ندارد ، تمام نيروها مال امور مادى است ؛ يعنى آن اهرمى كه روى آن فشار مىآورد براى اينكه جامعه را به حركت دربياورد بايد اهرمهاى مادى باشد چون اهرمهاى معنوى اصلًا اهرم نيستند و نمىتوانند اهرم باشند ، آنها تابع و طفيلىاند ، اساس آن است . حداقل اين است كه به آن وابستگى دارد ؛ چنان كه اگر ما بخواهيم خار ساعت را جلو و عقب ببريم آن ميله را بايد حركت بدهيم تا اين خار جلو و عقب برود و الّا خود خار كه اصالت ندارد كه بخواهيم خود خار را جلو و عقب ببريم . پس بايد دعوت فقط روى مسائل مادى باشد نه مسائل معنوى ، كه اين قسمت را ما در جلسهء پيش شرح داديم ولى باز هم دنبال مىكنيم يعنى منطق ديگران را در اين زمينه ذكر مىكنيم . پس يك معيار ( البته خيلى معيارها داريم ) براى اينكه بشناسيم كه آيا اسلام در مسئلهء تاريخ مادى فكر مىكند يعنى براى تاريخ ماهيت مادى و هويت مادى قائل است يا نه ، مراجعه به دعوتهايش است كه آيا در دعوتها و خطاباتش عموم بشر را اعم از اين طبقه و آن طبقه مخاطب قرار مىدهد و حتى از آن طبقه‌اى كه با آنها مبارزه مىكند احياناً گروهى را جذب و جلب مىكند ؟ يا نه ، در دعوتش فقط به يك طبقه نظر دارد ؟ و اگر اين طبقه مخاطبش هستند ، وقتى كه روى مسائلى تكيه مىكند و مىخواهد اين طبقه را به حركت دربياورد چه مسائلى براى اينها مطرح مىكند ، آيا مسائل مادىشان را مطرح مىكند ؟ ماركس وقتى شعارهايى مىداد براى اينكه مىخواست جامعه را به حركت دربياورد آيا سرمايه دارها را دعوت مىكرد كه سرمايه دارها چنين بكنيد ؟ تز او تز سرمايه دارى [ نبود . ] « 1 » او مخاطبش فقط كارگرها و زحمتكشها بود : زحمتكشان عليه سرمايه دارها چنين بكنيد . به زحمتكشان كه خطاب مىكرد ، تكيه روى چه مسائلى مىكرد ؟ روى منافع زحمتكش : اى طبقهء استثمارشده ، اى طبقهء محروم اين سودى كه آن سرمايه‌دار مىبرد يك ارزش اضافى است و دزدى

--> ( 1 ) [ افتادگى از نوار است . ]